logo
درود کاربر مهمان (ورودثبت نام)
 

 
[-]
آخرین ارسالی ها
سومین دوره مسابق رمضانی سایت گزیر با جوایز ویژه
شروع کننده:bocho gezir آخرین ارسال توسط:مهمان پاسخ ها:12 مسابقه رمضانی مشاهده:464 زمان:دیروز
روز مادر روز زن
شروع کننده:مجهول آخرین ارسال توسط:inforomid پاسخ ها:2 آزاد مشاهده:278 زمان:۱۳-۶-۱۳۸۹
عکس گزیریهای مقیم امارات
شروع کننده:مهران آخرین ارسال توسط:مهران پاسخ ها:45 عكسهاي چهرهاي ماندگار مشاهده:679 زمان:۱۲-۶-۱۳۸۹
شعر تقديم به عبدالله زارعي حاجي احمد
شروع کننده:algezeer آخرین ارسال توسط:algezeer پاسخ ها:0 شعــــــــــر وادبيــــات مشاهده:55 زمان:۱۱-۶-۱۳۸۹
اشعار عاشقانه
شروع کننده:fam آخرین ارسال توسط:bore22d پاسخ ها:138 اشعار مشاهده:46929 زمان:۱۱-۶-۱۳۸۹
جملات رومانتیک (زیبا)
شروع کننده:مهران آخرین ارسال توسط:bore22d پاسخ ها:46 شعــــــــــر وادبيــــات مشاهده:8846 زمان:۱۰-۶-۱۳۸۹
کلیپ ویدیویی جالب از قرائت قران توسط خردسالان گزیر
شروع کننده:bocho gezir آخرین ارسال توسط:bocho gezir پاسخ ها:0 مباحث متفرقه مشاهده:58 زمان:۹-۶-۱۳۸۹
اينترنت vpn براي افزايش امنيت و سرعت اينترنت
شروع کننده: آخرین ارسال توسط:sara5530 پاسخ ها:39 اينترنت و شبكه مشاهده:5874 زمان:۹-۶-۱۳۸۹
ترفند بالا بردن سرعت اينترنت و سرعت دانلود
شروع کننده: آخرین ارسال توسط:دوستدار پاسخ ها:28 اينترنت و شبكه مشاهده:20079 زمان:۳-۶-۱۳۸۹
استادیوم ورزشی گزیر چشم به راه کمک خیرین جهت روشنایی ( + عکس )
شروع کننده:hasanpour آخرین ارسال توسط:hasanpour پاسخ ها:0 ورزش در روستاي گزير مشاهده:134 زمان:۲۸-۵-۱۳۸۹
Plugin By Hamed


ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
جك هاي خواندني
۲۸-۳-۱۳۸۶, ۰۲:۱۱ صبح
ارسال: #1
جك هاي خواندني
يه روز يه مار آخر افسردگي بوده....سرشو انداخته پايين و داشته مي رفته، كه يكي بهش ميگه:كجا ميري؟ ماره ميگه دست رو دلم نزار كه خونه....دارم ميرم خودمو رو بكشم ....! يارو ميگه: مگه چي شده؟  ماره ميگه داستانش طولانيه ....پنج سال از اين راهي كه ميرفتم سركار،وقتي به اينجا ميرسيدم،توي اون زمين چمن را نگاه ميكردم و يك مار خوشگل و خوش هيكل، خوابيده توي چمنهاي اونجا و داره آفتاب ميگيره. من عاشق اون ماره بودم تا اينكه امروز بعد 5 سال به خودم جرأت دادم و گفتم برم باهاش آشنا بشم. رفتم جلو و صداش كردم . ديدم شيلنگه

يه روز يه تركه ميبينه وسط ميدون يه چيزي ريخته . ميره انگشتش ميزنه و ميزنه تو دهنش و ميگه مزه قورمه سبزي كه نميده...يه انگشت ديگه ميزنه:مزه خورشت قيمه كه نميده و دوباره يه انگشت ديگه ميزنه و ميگه: مزه كوفته هم كه نميده.... خلاصه ،نصف قضيه رو هي انگشت ، انگشت ميخوره و يه دفعه ميگه اه اه اه .....اينكه عن بود.....خوب شد كفشم را روش نذاشتم

از يه تركه ميپرسن: چرا تركها به ((ق)) ميگن((گ)) ؟تركه ميگه:اون گبلن گبلنا،گديم گديما ميگفتيم،حالا ديگه نميگيم

به تركه ميگن خاصيت نوشابه را بگو. ميگه:آب دارد،گاز دارد، ولي متاسفانه تلفن ندارد

يه گنجشك آباداني داشته واسه خودش پرواز ميكرده ،يهو از دور يه عقاب ميبينه ميره جلو،بالهاشو باز ميكنه،ميگه هو ولك!بالها رو حال ميكني؟!عقابه ميگه برو عمو جون.حال و حوصله ندارم. گنجيشكه ميگه نه جون ولك،نگاه كن هيبت بال رو،رنگ پر رو حال ميكني؟!عقابه ميگه:برو بچه به بازيت برس....من بهت اشاره ميكنم همه پرهات ميريزه. گنجيشكه از رو نميره. ميگه :ههه ولك بالهاي من بريزه؟! نظاره كن قطر بال رو.... صفا كن! عقابه شاكي ميشه، يه تلنگر ميزنه به گنجيشكه،يارو همه پرهاش ميريزه،تعادلشو از دست ميده،سقوط ميكنه.همونجور كه داشت لخت مادر زاد مي افتاد پايين،داد ميزنه:هو ولك حال ميكني هيكل رو


يه روز يه تركه با برو بچه ها ميرن كافي شاپ(امان از دست دوستان ناباب). اولي محكم ميزنه رو ميز و ميگه يه كوكاكولا! دومي محكم ميزنه رو ميز و ميگه يه پارسي كولا! سومي محكم ميزنه رو ميز و ميگه يه پيپسي كولا !تركه هم براي اينكه جلو دوستاش كم نياره محكم ميزنه رو ميز و ميگه يه دراكولا




زن تركه دو قلو به دنيا مياره،تركه ميره صورتحساب بيمارستان را حساب كنه ،به يارو ميگه:حاج آقا ارزون حساب كن هر دو رو ميبرم


توي يكي از دهات اردبيل ملت براي اولين بار كيوي ميبينن، ميرن از ملاي ده ميپرسن اين چيه ؟ ملا هم يه كم ميره تو نخ كيويه بعد ميگه: تخم مرغيش كه تخم مرغه! ولي نمي دونم چرا موكتش كردن

يه روز يه متخصص كامپيوتر مي افته توآب داد ميزنه:اف1،اف1

به آبادانيه خبر ميدن بابات مرده، ميگه: آخ جون ....! از فردا تريپ مشكي


به تركه ميگن ميدوني امام حسين كجا دفن شده؟ ميگه نه!ميگن:كربلا . ميگه:خوشا به سعادتش

تو تبريز حكومت نظامي بود.سروان به سربازش ميگه تو اينجا كشيك بده  از ساعت هفت شب به بعد هر كس  رو اينجا ديدي در جا بزن. سروان كه حرفش تموم شد تا مياد سوار ماشين بشه صداي گلوله اومد.بر ميگرده ميبينه سرباز يه بدبختي رو كشته ! داد ميزنه :احمق!؟ الان كه تازه ساعت پنج بعد از ظهره!سرباز ميگه: قربان آدرسي كه اين پرسيد عمراً تا ساعت 9 شب هم پيدايش نمي كرد

تركه زنگ ميزنه خونه دوست دخترش، باباي دختره گوشي رو برميداره. تركه ميگه : ببخشيد غزال خانم خونه است؟باباي دختره هم شاكي ميشه وفحش ميده به تركه!چند روز بعد دختره تركه رو تو خيابون ميبينه، و ميگه بابا چرا ضايع بازي در مياري؟! وقتي بابم گوشي رو ور ميداره يه چيز بي ربط سر هم كن. تركه ميگه باشه. دفعه بعد كه زنگ ميزنه باز باباي دختره بر ميداره. تركه هل ميشه ، ميگه :ببخشي اونجا خيابون انقلابه؟!يارو ميگه آره چي كار داشتي؟! ميگه ببخشيد غزال خانم هستن


فایل (های) پیوست شده بندانگشتی (ها)
   
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
۲۸-۳-۱۳۸۶, ۰۹:۴۲ عصر
ارسال: #2
RE: جك هاي خواندني
{EDITOR=
هههههههههههههههه
هههههههههههههه
خيلي جالب بوووووووووووووود
خيلي هم خنده دار بووووووووود
واقعاااااا
دستتون درد نكنه
EDITOR}
امضاء
مهم بودن خوب است ولي خوب بودن مهمتر است
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
۲۹-۳-۱۳۸۶, ۰۱:۵۶ عصر
ارسال: #3
RE: جك هاي خواندني
{EDITOR=
با سلام و خسته نباشید خدمت کاربر محترم  ((اشباح ))
از ارسال این لطیفه های جذاب و سرگرم کننده شما صمیمانه تشکر داریم
خصوصاً جک مربوط به حسین فهمیده و جک دراکولا باعث شد تا لحظاتی از ته دل بخندیم
راستی هرچی جک هست به این ترکهای بدبخت نسبت میدن بیچاره ها
منتظر جکهای بعدی هم خواهیم ماند
EDITOR}
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
۳۰-۳-۱۳۸۶, ۰۲:۲۳ صبح
ارسال: #4
RE: جك هاي خواندني
تركه عاشق ميشه نوار خالي گوش ميده

مارمولكه ميره مشهد ،ميشه مشمولك!چند وقت ديگه بزرگ ميشه،ميشه مشمول......ميبرنش سربازي

يارو داشته پسرشو در مورد ازدواج نصيحت ميكرده،ميگه پسرم خواستي زن بگيري،برو از فاميل زن بگير....ببين تو همين دور و بر خودمون،داييت رفته زن داييت رو گرفته.......عموت رفته زن عموت رو گرفته ....حتي خود من ،اومدم مادرت رو گرفتم

يه روز يه تركه خبر داغ ميشنوه،گوشش تاول ميزنه

تركه سوار هواپيما ميشه،ميشينه كنار دست يه پيرمرد.خلاصه سر صحبت باز ميشه و اين دو تا نسبتا با هم رفيق ميشن.وسطاي راه،يك ميهماندار مياد از پير مرد ميپرسه،پدر شما شكلات ميل داريد؟پير مرد ميگه :نه خيلي ممنون،من بواسير دارم.مهماندار از تركه ميپرسه:شما چي؟تركه مياد تريپ رفاقت بگذاره،ميگه:نه مرسي.اين رفيقمون بواسير داره،با هم ميخوريم

تركه ميره قنادي،ميگه ببخشيد كيك هفتاد طبقه داريد؟!يارو ميگه:نخير نداريم فردا دوباره تركه مياد،ميپرسه:شرمنده،كيك هفتاد طبقه داريد؟باز قناده ميگه:نخير نداريم.خلاصه يك هفته تمام كار تركه اين بوده كه بياد سراغ كيك هفتاد طبقه بگيره و قناده هم هر روز جواب ميداده كه نداريم.آخر هفته قناده با خودش ميگه:اين بابا كه مشتري پايس....بگذاريد يك كيك هفتاد طبقه براش بپزيم يك پول خوبي هم شب حمعه اي بزنيم به جيب.خلاصه بدبخت قناد تمام پنج شنبه -جمعه رو ميگذاره و يك كيك هفتاد طبقه خوشگل رديف ميكنه. شنبه اول صبح تركه مياد،ميپرسه:ببخشيد كيك هفتاد طبقه داريد؟! يارو با لبخند به لب ميگه:بله كه داريم خوبشم داريم !تركه ميگه قربون دستت،500 گرم از طبقه 24 به ما بده

تركه داشت اظهار نظر ميكرد: اين جلال آل احمد كه هي ازش تعريف ميكنن،فقط يه كتاب خوب نوشته كه اسمش بوف كوره. يكي گفت: بوف كور كه مال صادق هدايته!تركه گفت: ديگه بدتر، يه كتاب خوب داره كه اونم صادق هدايت براش نوشته

يه روز يه تركه ميره عروسي، به عذوس شماره تلفن ميده

از تركه ميپرسن چند تا بچه داري؟انگشت كوچيكشو نشان داد و گفت:هفت تا!ملت كف ميكنن،ميگن: بابا اين كه فقط يكيه! ميگه آخه دادم   كردنmp3

بعد از عمري داريوش مياد ايران،اجراي زنده ميگذاره تو استاديوم آزادي. خلاصه ملت داشتن خودشون رو خفه ميكردن،داريوش هم مياد خيلي حال بده، از ملت ميپرسه :چي براتون بخونم . يه تركه از پشت داد ميزنه:ابــــــــي بخون، ابـــــــــي بخون

تركه تو يه شب برف و بوراني داشته از سر زمين برميگشته خونه،يهو ميبينه يه كوه ريزش كرده يه قطار هم داره از دور مياد!خلاصه جنگي لباسشو در مياره و آتيش ميزنه،ميره جلو  واميسته. راننده قطار هم كه آتيشو ميبينه ،ميزنه رو ترمز و قطار واميستهۀهمچين كه قطار ايستاد،تركه يه نارنجك در مياره،ميندازه زير قطار.چهل پنجاه نفر آدم لت و پار ميشن!خلاصه تركه رو ميگيرن و ميبرن باز جويي، اونجا بازرس بهش ميگه: مرتيكه خر!نه به اون لباس آتيش زدنت،نه به اون نارنجك انداختنت!آخه تو چه مرگت بود؟! تركه ميزنه زير گريه،ميگه : جناب سروان به خدا من از بچگي  اين دهقان فداكار و حسين فهميده رو قاطي ميكردم



منتظر بعدي ها باشيد


فایل (های) پیوست شده بندانگشتی (ها)
   
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
۳۰-۳-۱۳۸۶, ۰۹:۵۲ عصر
ارسال: #5
RE: جك هاي خواندني
خدا راشكر كه اينا ديگه واسه گل گزير قديمي نبود[تصویر: 63.gif]
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
۳۱-۳-۱۳۸۶, ۰۲:۳۶ صبح
ارسال: #6
RE: جك هاي خواندني
{EDITOR=
تركه و همدانيه واصفهانيه مرحوم ميشن.اون دنيا ميرن جلو در بهشت.تا ميان برن تو يارودربونه يه نگاه به پروندشون ميكنه، با لگد پرتشون ميكنه بيرون!خلاصههمينجور جلو در بهشت ولو بودن،يهو همدانيه ميبينه يه جنازه ميبرن توبهشت،اونم بدو بدو ميره زير جنازه رو ميگيره و لا اله الا الله گويان ميرهتو. يه مدت ميگدره،اصفهانيه ميبينه يه جانباز با ويلچر ميره تو .اينم بدوبدو ميره پشت ويلچر رو ميگيره و ميره تو . تركه خيلي شاكي ميشه، هي دوروبر رو نگاه ميكنه،ميبينه پشت بهشت ساختمون سازي دارن،يه فرغون افتاده اونگوشه . خلاصه فرغون خالي رو ور ميداره ميره جلو در بهشت. دربونه ميپرسهچكار داري؟تركه ميگه :كوري نميبيني مفقودالاثر آوردم؟
سوسكه به خودش نارنجك مي بنده،مي ره زير دمپايي
ياروتهرونيه ميره مشهد حرم امام رضا.يه نامه بلند بالا هم مينويسه كه آره امامرضاجون،پنج ميليون پول ميخوام،يه ماشين ميخوام،يه زن رديف ميخوام،خلاصه يهصفحه پر ميكنه.زيرش هم مينويسه:يا امام رضا اگه اينا رو نميدي،بزن ماروبكش راحتمون كن. خلاصه نامه رو ميندازه تو،بعد يه دقيقه نگاه ميكنه بهآسمون،ميبينه يكي از گلدسته هاي حرم داره مي افته روش! بدبخت پشماش ميريزهو خودشو پرت ميكنه يه طرف و خلاصه با هزار بدبختي جاخالي ميده . بعد كهخطر رفع شد بلند ميشه داد ميزنه: جسارته امام رضا ، ولي به گمونم نامه روپشت و رو گرفتي
رشتيهآخر نارحتي وپكر نشسته بودتوي يك عرق فروشي وهمين جور يك ساعت تمام ليوانعرقشو نگاه مي كرده .يارو جاهله باخودش ميگه بگذار يكم بخنديم ،ميره جلويرشتيه،ليوان عرقشوبر ميداره ،لا جرعه ميره بالا. رشتيه اول يه نگاه غمناكبه يارومي كنه ،بعد يهو ميزنه گريه ! جاهله ناراحت ميشه،ميگه بابابيخيال،شوخي كردم !جون حاجي...اصلا الان يه دونه مشتي شو براتميگيرم،مهمون من! رشتيه در حين هق هق ميگه نه داداش،تقصير تو نيست. اصلاامروز بدترين روز زندگي منه. اولش صبح خواب موندم و دير رسيدم سر كار،رئيسم هم بيرونم كرد! بعد اومدم برگردم خونه،ديدم ماشينم رو دزد زده!رفتم كلانتري گفتن نميتونن كاريش كنن....بعد تاكسي گرفتم برگردم خونه،يهوديدم كيف پولم را گم كردم يارو راننده تاكسيه هر چي از دهنش در اومد بارمكردو گاز داد رفت..بعد رفتم خونه ،ديدم خانمم باسه تا از همسايه ها توخونه هستند! آخر تصميم كرفتم خودمو بكشم، كه يهو تو اومدي ليوان سمم راخوردي
يههواپيمااز تبريز ميرفته به طرف پاريس.وسطاي راه يهو صداي خلبان از بلندگومياد : اَتِنشِِن پِليز...خلبان اِسپيكينگ...مسافران لِسينسگ...موتور چپهواپيما از كار افتاده ولي شما هيچ نترسيد،من خودم واردم،هواپيما را سالمميشونم.يه مدت ميگذره، دوباره صداي خلبان از بلند گوها بلند شد كه اَتنشينپليز...حلبان اسپيكينيگ...مسافران لسينينگ،موتور راست هواپيما از كارافتاده است،ولي شما هيچ نترسيد!من خودم كلي تجربه دارم تا فرودگاه بعذي همراهي نيست،هواپيما را سالم مينشونم. باز يه مدت هواپيما دور خودشميچرخه،دوباره صداي خلبان از بلندگو مياد:اتنشين پليز . خلباناسپيكينگ..مسافران لسينينگ ... دم هواپيما همين الان كنده شد.ولي شما هيچنترسيد. من خودم هواپيما را مينشونم. يك دقيقه ميگذره،دوباره صداي خلباناز بلندگوها مياد كه اتنشين پليز!خلبان اسپيكينگ.....مسافران رِِِِِپيداَفتِر مي!اشهدان لا اله الا الله
تركها به نون باگت ميگن:تهاجم فرهنگي
بهتركه ميگن چرا ترك شدي؟ميگه ايمكانات كم بود،جوون بوديم . پيش اومد ديگه!ميپرسن:پس چرا لر نشدي؟ميگه نه بابا، ديگه اينقدر هم ايمكانات كم نبود
تركهميره خواستگاري، اسم دختره پروانه بوده ولي تركه قاط زده بود يه بند بهشميگفته آهو خانوم!خلاصه وقتي دختره مياد چايي تعارف كنه،تركه ميگه :دستشما درد نكنه آهو خانوم،دختره شاكي ميشه،ميگه:بابا اسم من پروانه است نهآهوتركه ميگه :اي بابا فرقي نداره.......حيوون حيوونه ديگه
تركه سنگ مينداخته تو صندوق صدقات. ازش ميپرسن :بابا اين چه كاريه ديگه؟!ميگه:ميخوام به انتفاضه كمك كنم
سوسكه مشروب الكلي ميخوره ميره پيش دمپايي ميگه:بزن....د..بزن.....اگه جرات داري بزن
منتظر بعديها باشيد
EDITOR}
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
۳۱-۳-۱۳۸۶, ۱۲:۲۲ عصر
ارسال: #7
RE: جك هاي خواندني
{EDITOR=

سلام واقعاً جک ها خنددار و پند آموزی بود دست شما درد نکنه اشباه منتظر جک های بعدیهستیم

EDITOR}
امضاء
زندگی صحنه ی یکتای هنرمندی ماست / هر کسی نغمه ی خود خواند و از صحنه رود/ صحنه پیوسته به جاست/ خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
۱-۴-۱۳۸۶, ۰۴:۵۳ عصر
ارسال: #8
RE: جك هاي خواندني
تو تبريز يه مار 90 متري پيدا كردن.براي تشخيص نوع مار فرستادن آزمايشگاه.بعد از دو هفته آزمايشگاه جواب داد:90 متر شيلنگ آب ايراني

يه روز يه گوسفند شت سر يه تركه ميگه :بعععععع..... تركه برميگرده و ميگه:بــــــــــه.......سلام

يه زن به شوهرش ميگه :اگه خواستي واسه تولدم جايزه بخري يه چيزي بخر كه به پالتو پوستم بخوره!مرده ميگه از قبل فكر اونو كردم.زنه ميگه چي خريدي؟مرد ميگه:نفتالين

اصفهانيه سوار تاكسي ميشه.آخر مسير به راننده ميگه:حاج آقا كرايه ما چندس؟راننده ميگه:50 تومن.اصفهانيه ميگه چه خبرس؟!اولندش كه 40 تومن بيشتر نميشيد،بعدشم من 30 تومن بيشتر ندارم،حالا توفعلا اين 20 تومن رو بگير.راننده پول رو ميگيره ميشمره،ميبينه 10 تومن بيشتر نيست
تركه رو داشتن ميبردن اتاق عمل ازش ميپرسن :همراه داري؟ميگه :آره خاموشش كردم

تركه ميره مكه،وقتي برميگرده،رفقاش ازش ميپرسن:تعريف كن چجوريا بود،تركه ميگه:ايلده باز خدا نبود ،ملت همه تو حياط ولو بودن

از رشتيه ميپرسن :ممد آقا،بچه كجايي ،رشتيه جواب ميده:خودم بچه رشتم ولي بابام بازار مشترك بوده

دو تا بلوچه ميرن تهران يه فولكس قورباغه اي ميخرن ،برميگردن بلوچستان.نزديكاي زاهدان يهو فولكسه خاموش ميشه،هر كار ميكنن ديگه فولكسه روشن نميشه يكيشون برميگرده به اون يكي ميگه:اوره ياسروك،برو بين ماشين چه مرگش شده؟!ياسروك ميره در كاپوت رو باز ميكنه،يه نگاه ميكنه با تعجب ميگه:اوره كريموك،ماشين موتور انداخته، خلاصه اولي مياد يه نگاهي به ماشين ميندازه،ميگه برو از صنوق عقب ابزار بيار،خوذم درستش ميكنم!خلاصه ياسروك ميره در صندوق عقب رو باز ميكنه،يهو داد ميزنه:اوره كريموك،بيا كه از تهران تا اينجا دنده عقب اومديم
تركه ميره واسه تلفن همراه ثبت نام كنه ،بهش ميگن تا سه ماه ديگه بهت تحويل ميديم.تركه هم رو كمر بندش مينويسه: به زودي در اين مكان يك عدد موبايل افتتاح خواهد شد

به تركه يه توپ فوتبال نشون ميدن و ازش ميپرسن :اين چيه؟ تركه كمي فكر ميكنه وميگه:شطرنج گردالي

يه ماه از محرم گذشته بودولي هنوز از شهر صداي سينه زني مي اومد.ميرن پي ماجرا،ميبينن يه دسته تركها تو كوچه بن بست گير كردند

تركه زنگ ميزنه خونه دوست دخترش ميپرسه :ببخشيد ... من لهجه دارم. دختره ميگه :آره!تركه ميگه :پس قطع ميكنم دوباره زنگ ميزنم

تركه ادعاي پيغمبري كرده،رفيقاش بهش ميگن :همينجوري نيست،تو بايد چهل شبانه روز بري تو غار تا از خدا برات وحي بياد خلاصه تركه ميره تو غار و بعد از دو روز با دست و پاي شكسته و خون مالي برميگرده . رفيقاش ازش ميپرسن :چي شده؟تركه جواب ميده:ايلده ما تو غار بوديم يهو جبرئيل با قطار اومد

تركه خودكارش تموم ميشه ،ترك تحصيل ميكنه

تركه ميره مسابقه قرائت قرآن ،شلوار ورزشي ميپوشه
به عرب ميگن تا حالا موز خوردي؟ميگه:آره ولك،همون كه هسته اش يك وجبه

يه هواپيما تو قبرستان تبريز سقوط ميكنهۀفرداش راديو تبريز ميگه:شب گذشته يك فروند هواپيماي توپولف در حومه شهر تبريز سقوط كرده و تا اين لحظه34513 جسد كشف شده!عمليات براي يافتن اجساد بقيه قربانيان همچنان ادامه دارد

از يه عرب نوار مغزي ميگيرن ،ميبينن بيست دقيقه اولش خاليه

عابر از يه تروريس ميپرسه :ساعت چنده؟ تروريست ميگه:نميدونم ،ولي هر وقت اين ساختمان روبه رويي بره رو هوا ،ساعت هشت شبه

يه جايي جشن بوده.تركه همينجوري ميره تو و شروع به رقصيدن ميكنه و بخور بخور.يكي ازش ميپرسه :ببخشيد!شمارو كي دعوت كرده؟ تركه ميگه :من از خانواده عروسم.يارو ميگه:ببخشيد...اينجا جشن تولده

يه روز دو تا ترك سوار تاكسي ميشن.به راننده ميگن يه نوار برامون بزار. راننده هم ميگه نوارها تو داشبورده.هركدوم رو كه ميخواين خودتون بزارين يكيشون شروع ميكنه به گشتن و خلاصه يه نوار ويديويي و در مياره و فشار ميده كه بذارتش تو ضبط!رفيقش هم تا ميبينه ميزنه زير گوشش و ميگه:احمق !اين نوار مال تريليه!تو ميخواي بگذاريش رو ضبط پيكان

تركه ايستاده بود دم مسجد،داشت خرما خيرات ميكرد.خلاصه هركي رد ميشه يك خرما برميداشته و يك صلوات ميفرستاده.بعد يه مدت يه نفر مياد و يه مشت خرما برميداره . تركه دستشو ميگيره و ميگه:هووووي!چه خبره؟!يه نفر مرده،اتوبوس كه چپ نكرده

دكتر نظام وظيفه پسر لاغري را معاينه كردو در برگه نوشت:معاف ،به دليل ضعف جسماني. پسر لاغر با خوشلالي گفت:آخ جون !فوري ميرم زن ميگيرم. دكتر نوشت:و همچنين ضعف عقلاني.....؟

يارو تلفزيون رو روشن ميكنه.كانال يك:قرآن.كانال دو :قرآن.كانال سه:قرآن.كانال چهار :قرآن.كانال پنج :قرآن.كانال شش:قرآن.بلند ميشه تلفزيون رو ميبوسه و ميگذاره رو طاقچه

مخفف چيه.ميگه:يوم الله سيزده آبان USA ازتركه ميپرسن ميدوني



تركه زنگ ميزنه فلسطين،ميبينه اشغاله

تركه سوار اسانسور ميشه،ميبينه نوشته :ظرفيت 12 نفر.با خودش ميگه :عجب بدبختيه ها!حالا 11 نفر ديگه از كجا بيارم
لره داشته با تمام وجود وضو ميگرفتهو دستاشو محكم ميكشه رو هم، ازش ميپرسن :چرا اينقدر داري محكم وضو ميگيري؟ميگه براي اينكه هيچ گوزي نتونه باطلش كنه
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
۱۴-۴-۱۳۸۶, ۱۱:۴۷ عصر
ارسال: #9
RE: جك هاي خواندني
لازم است كه اين مطلب را عنوان كنم كه تمامي جك ها از سايت سنجش برگرفته شده است
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
۲۳-۵-۱۳۸۶, ۰۱:۵۴ صبح
ارسال: #10
RE: جك هاي خواندني
{EDITOR=

به ترکه میگن 3 تا حیوون نام ببر که اولش (خ) باشه!میگه خر،خودم،خدا بیامرز بابام

ترکه زمین میخوره برای اینکه 3 نشه تا خونه سینه خیز میره

به ترکه میگن 3 تا پرنده نام ببر که پرواز کنه،میگه:کبوتر،کلاغ،خر.... میگن خر که پرواز نمیکنه میگه:خره ، یه وقت دیدی کرد

به معتادی میگن با 45،46،47،48 جمله بساز.گفت: چلا پنجه میکشی؟چلاشیشه میشکنی؟چلاهف نمیزنی؟ چرا هشتی ناراحت؟

پسری از سربازی اینطور به پدرش تلگراف زد:"من کاظم پول لازم"پدرش هم در جواب گفت:"من تراب وضع خراب

اگه گفتین آرزوی یک خرس پاندا چیه؟((اینکه یه عکس رنگی بندازه))

کرده میره جهنم.فرداش میبینن که هیچ کی تو جهنم نیست.میپرسن:چی شده؟میفهمن کرده همه رو قاچاقی برده بهشت

ترکه با دو نفر دیگه سوار تاکسی بوده...بعد از مدتی یکی پیاده میشه و محکم در رو میبنده...راننده بهش میگه :الاغ بیشعور.....یه کمی جلوتر می رسه و یه نفر دیگه پیاده میشه و محکم در رو میبنده بازم راننده میگه :الاغ بی شعور...خلاصه نوبت به ترکه میرسه و ترکه آهسته و با دقت در رو میبنده،میبینه راننده نگاهش میکنه،به راننده میگه چیه ؟الاغ با شعور ندیدی

یه رو. یه سوسکه میخواد ادای شهید فهمیده رو دربیاره،به خودش سیگار میبنده و میره زیر دمپایی

یه ترکه در و پنجره ساز بوده،میره خواستگاری.میپرسن آقا داماد چکاره هستن؟میان کلاس بذارن،میگن:آقا داماد ویندوز نصب میکنه

ترکه داشته قاشق قاشق ماست میریخته تو آب رودخونه،بعد یه لره میاد میگه چکار میکنی؟ترکه میگه دارم دوغ درست میکنم.لره بهش میگه واسه همینه که مگن خرین دیگه....آخه این همه دوغ رو کی میتونه بخوره؟

از یه ترکه میپرسن ؟چرا جورابهات یکی قرمزه و یکی آبی؟میگه نمیدونم،بدبختی اینه که یکی مثل همین تو خونه دارم...

ترکه میره حموم .آب جوش بوده با نعلبکی دوش میگیره

ترکه وزیر مخابرات میشه،بعد از یه هفته مخابرات ور شکست میشه!از طرف دولت هیئت تحقیق تشکیل میدن.میبینن ترکه برای رفاه حال جامعه ورداشته همه گوشی های تلفنهای همگانی رو بیسیم کرده

به ترکه میگن چند تا بچه داری؟میگه:دوتا. میپرسن :خوب کدومش بزرگتره؟میگخ؟خوب اولیش دیگه.

ترکه یه سکه از زیر خاک پیدا میکنه!روی سکه نوشته بود تاریخ ضرب:200 سال قبل از میلاد

از ترکه میپرسن خر بهتره یا گاو؟میگه گاو. میپرسن :چرا؟ میگه خوب آدم که از خودش تعریف نمیکنه

به ترکه میگن برو یه کیهان بخر.ترکه دو دقیقع بعد با یه الاغ برمیگرده!میگن این چیه گرفتی؟ میگه کیهان نداشتن همشهری گرفتم!؟

یه پدر و پسر ترک دزدی کردن.مأمور کلانتری دنبالشون بود.پسر ترک عقب تر از پدرش بود مأمور کلانتری داد زد:آهای کره خر وایسا.پسر ترک به باباش گفت:بابا تو برو که منو شناسایی کردن

مردی خود را دار زده بود ولی در پزشک قانونیعلت مرگ را شکستگی جمجمه تشخیص داده بودند،نه خفگی.بازپرس دستور تحقیقات بیشتر داد معلوم شد مردک بیچاره نادان بجای طناب از کش استفاده کرده بود و در نتیجه بجای اینکه از خفگی بمیرد صدها بار بالا و پایین رفته و سرش مرتب به سقف اتاق خورده و داغون شده!؟

به هالو گفتند با علی جمله بساز.گفت دیشب با ممد و اصغر رفتیم سینما خیلی باحال بود. گفتند علی چی شد؟گفت والا به علی گفتیم ولی خودش نیومد

معلم شیمی از یکی از شاگردانش پرسید:من این سکه پنج ریالی را در اسید کلریدریک می اندازم. بگو ببینم آیا حل میشود یا نه؟ شاگرد گفت:نخیر،آقا حل نمیشه.معلم گفت بارک الله حالا اگه گفتی برای چی حل نمیشه؟ شاگرد گفت :اگه حل میشد شما نمی انداختید توی اسید!؟

یه ترک رفته بود ته چاه نشسته بود.دلیل را از او پرسیدند:گفت میخواستم عمیق فکر کنم!؟

خر یک دهاتی گم شده بود،همه جا به دنبالش گشت و بالاخره خسته و ناراحت وارد باغی شد.از قضا دختر و پسری در آن باغ میعاد داشتند و حرفهای عاشقانه میزدند. دختر از پسر پرسید:تو چرا اینقدر در چشمان من نگاه میکنی؟پسر جواب داد :آخه من همه دنیا را در چشمان تو میبینم. در این هنگام یارو دهاتیه با التماس فریاد زد: تو رو خدا،خوب به چشمانش نگاه کن ببین خر من کجاست!؟

دو تا ترک نشسته بودندو چایی میخوردند،هوا طوفانی بود و مرتب رعد و برق میزد. یکی از این دو هربار که آسمان برق میزد،سرش را رو به بالا میگرفتو نیشش تا بنا گوش باز میشد. دومی پرسید :چرا هی لبخند میزنی؟گفت مگه نمیبینی دارند عکس میگیرند

در جاده تصادف شده بود و یک افسر ترک هم صحنه را بررسی میکرد.جوانکی در گوشه ای افتاده بود،مرتب ناله میکرد:آخ پام... آخ پام...پام شکست....دردش داره منو میکشه....پلیس که از آه و ناله او حوصله اش سر رفته بود،گفت چه خبرته بابا،دندون رو جگر بذار اون یارو اون ور افتاده مرده هیچی نمیگه، تو تونوقت واسه یه چای شکسته الو شنگه راه انداختی!!!

شهین خانم در محل کارش با یک برنامه جدید کامپیوتری مشکل داشت و بالاخره هم عصبانی شد و به شرکت فروشنده زنگ زد ،آنها پرسیدند:آیا شما تحت سیستم(ویندوز)کار میکنید؟شهین خانم گفت :نه والا،میز کنار در است و از پنجره خیلی فاصله دارد. ولی شاید حق با شما باشد،چون یک همکار دیگرم که میزش کنار پنجره است با این برنامه اصلا مشکلی ندارد!!!

یک مرد 97 ساله با زن 95 ساله اش برای طلاق به دادگاه مراجعه کردند.قاضی به آنها گفت:شما چطور در این سن به فکر طلاق افتادید...گفتند والا جناب قاضی، ما تا حالا هر وقت خواستیم طلاق بگیریم ،به ما گفتند بچه دارید این کار را نکنید. ما هم صبر کردیم تا بچه هایمان بزرگ شدند و همه شان مردند،بعد آمدیم برای طلاق

مردی به تنبلی مفرط دچار بود.برای روان درمانی از او میخواهند که با کلمه ((کوشش)) جمله بسازد.همینطور که یکوری خوابیده بود گفت:{{شلوار من کوشش؟}}گفتند مقصود ما (کار وکوشش)بود.حالایک جمله با هردوی اینها بساز.گفت:{{شلوار کار من کوشش}}

یک معتادی که اغلب در خانه خمار افتاده بود،روی دستگاه پیامگیر تلفن خانه اش اینطور پیام گذاشته بود:{{هشتم.........ولی خشته ام.......}}

به ترکه میگن چرا داروهاتو به موقع نمیخوری؟میگه آخه میخوام میکروبها رو غافلگیر کنم؟!

جلوی ترکه جک ترکی میگن و همه میخندن به غیر از ترکه.میگن تو چرا نمیخندی؟میگه:برای شما جکه ولی برای ما یه دنیا خاطره است؟!

اصفهانیه خانه اش آتش میگیره،یهsms میفرسته برای آتش نشانی:"یه خونه آتش گرفته،به موبایل من زنگ بزنید تا آدرس بدم"؟!

یه دیوونه هی داشته یه کبریت سوخته رو روشن میکرده!یه دیوونه دیگه از راه میرسه و میگه:حتما خرابه روشن نمیشه.اون یکی میگه :نه سالمه!تا همین یه دقیقه پیش روشن می شد

از ترکه میپرسن:علامت دزدهای دریایی یعنی چی؟میگه :یعنی توی دریا خوردن کله پاچه ممنوع!!!

ترکه پسرش رو میفرسته ژیمناستیک،بعد از یه مدتی میبینه پسرش روز به روز به جای اینکه پیشرفت کنه هی داره پسرفت میکنه یه رو. میره سر جلسه تمرینشون ببینه چه خبره! میبینه از بچه اش به عنوان خرک استفاده میکنند!!!

ترکه هزارتومن میندازه صندوق صدقات، تا غروب وامیسته اونجا هر کی میاد پول بندازه میگه آقا برو من حساب کردم!!!

EDITOR}
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
ارسال پاسخ 


پرش به انجمن:


کاربر های حاضر در این موضوع: 1 مهمان

 Quick Theme:


 


زمان کنونی: ۱۶-۶-۱۳۸۹, ۰۱:۱۴ صبح